در باور به اصول دینت چقدر همت داشتی؟(3)

بسم الله الرحمن الرحیم

میلاد با سعادت سیده ی زنان عالم حضرت فاطمه ی زهرا(سلام الله علیها) بر همه ی بانوان عفیف و مهربان مبارک باد.

 در شناخت اصول دین نکته ای قابل ذکره و اون اینه  که تفاوت ما با دیگر انسانهای ان سوی مرزدر اکتساب این اصول سهل وآسان بدست آوردن اونه .چرا که بچه های خارج از مرزهای کشورهای اسلامی با قرار گرفتن در محیطی مملو از ایسم های فکری و بنیان ها ی غلط جهان بینی٬لاجرم چقدر باید وقت صرف کنند که از میان انها اصول دین اسلامی رو پیدا کنند. و فرصتهاشون رو در بررسی و جستجو بین نحله ها و ایدولوژی ها ی مختلف تباه کنند.درصورتی که ما اگر قدر این موقعیت رو بدونیم سریعا به قدم بعدی یعنی پررنگ کردن باورهامون می پردازیم تا درجات یقین خود را در طول اندک عمرمان٬بالا ببریم.

اولین اصل که به ما یاد دادند توحید است.

شاید بگوییم یک کودک ۷ یا ۸ ساله که قرار است بدون دست گرفتن کتابهای اعتقادی بفهمد که خالقش کیست و آیا در ذاتش وحدت دارد و او باید به این توحید به تنهایی دست یابد٬کار سختی باشه.

اما اگر محیط ٬محیطی درگیر کننده ی تفکر و تعقل باشه یه دختر در سن تکلیف براحتی می تواند این مساله رابیابد.زیرا توحید اصلی نیست که با آموزش بدست آید.بلکه در عیان و نهان آشکار است. وخورشیدی است که وجودش نیاز به اثبات ندارد.

مانند این حدیث گرانمایه از امیر المومنین علی علیه السلام در پاسخ به توحید

التوحید ان لاتتوهمه   توحید ان است که در ان توهم و اشتباه نکنی

من باب مثال.اگر کودکی سازه های خود را در اتاقش بهم بریزد و ساعتی دیگر برگردد و ببیند که سازه ها به طرز جالبی چیده شده اندو شبیه ساختمان یا اسباب بازی دیگری شده اند!

بهترین فرصت است که او را در معرض پاسخ به این سوال قرار دهیم.به او بگوییم چه کسی سازه های تو را مرتب چیده؟حتما خودشان دست به یکی کرده اند و برروی هم سوار شدند تا ساختمان  شود

کودک مطمئنا قبول نمی کند و می گوید این کار مادر است.

باید به او گفت: این جهان هم نمی تواند اتفاقی ساخته شده باشد!

این قدم دوم یعنی (باورمند شدن به اصول پنجگانه ی دین) تا حد زیادی نیاز به محیطی سالم دارد.والاوارد شدن نحله های دیگر از بنیان های فکری غربی مثل پوزیتویسم و اومانیسم و ماده گرایی و پوچ گرایی ...کار را دشوار می کند و انسان را دچار لغزش می نماید.اما فرض بگیریم که کسی توانست اصول دین را از بین این نحله ها براحتی یا بسختی بدست آورد٬مسلما ارزش کارش و درجه ی یقینش نسبت به دیگر انسانهایی که اصول دین اسلام را از راه انتقال آموزه های دینی پدرو مادر کسب می کنند٬بیشتر است.اما این بدان معنا نیست که بتواند در بالا بردن درجات یقینش بیشتر و بهتر از ما مسلمانها موفق باشد.چرا که بالا بردن درجات یقین تا حد زیادی نیاز به محیطی سالم دارد که او از ان محروم است.

دوست دارم در باب تقویت باورمان به مساله ی توحید٬ شما هم همراهی کنید

چطور می شود به اصل توحید بیشتر از قبل باورمند شد؟

ادامه دارد...

ای مادری که هستی به تو مدیون است ای فاطمه ، روزت مبارک

به نام خدای بی همتا


سلامی از سرزمین وحی از جوار رحمت للعالمین و کنار قبر بی نشان بی بی فاطمه سلام الله علیها

.

عشق باعث شد که دل سامان گرفت / پشت درب خانه زهرا جان گرفت.

بی بی در آستانه سالروز ولادتت می آیم در روضه نبوی یا در کنار بقیع و سر به دیوار آن میگذارم یا از دور خیره به درب خانه ات می شوم تا شاید نشانه ای بیابم و به رسم فرزندی بگویم بی بی (یا با اجازه امام زمانم)مادر جان روزت مبارک . اما بغض گلویم را میفشارد کلام بر زبانم جاری نمیگردد گویا مادرزاد لال بودم غربتی عجیب تمام وجودم را میگیرد به اطرافم نگاه میکنم کسی نیست کمکم کند ولی این قطرات اشک است که باز به فریادم میرسد و این دو دست خالی من است که به سمت قبر مبارک پیامبر دراز میشود ، یا رسول الله بار آخر علی امیر من بی بی را تحویل شما داد و امانتت را برگرداند لابد پیش خودتان نگه داشتید او را ، آری همین است جای مادرم همینجا در آغوش و کنار بابایش هست پس همزبان با رسول خاتم که تو را ام ابیها خوانده روزت را به تو تبریک میگویم . وباز این اشک است که بر پهنای صورت خودنمایی میکند تا بسان شلاقی بر پیکر ظالمان و غاصبان و معاندان شما و کوردلان وهابی کثیف باشد .

مادر  مادر مادر دوستت دارم .

 

 

در باور به اصول دینت چقدر همت داشتی؟(2)

بسم الله الرحمن الرحیم

از اونجایی که بعید می دونم دوستان سوالاتی رو از قسمت اول مطلب بپرسند خودم این سوالو مطرح می کنم و باهم روی این مطلب فکر می کنیم.

از اونجایی که برای یک کودک ۴ ویا۵ساله درک این اصول پنجگانه سخته و فقط از باب آموزش تقلیدی و ابتدا به ساکن الفاظی رو تکرار می کنه باید بگیم

از حیث زدن اولین جرقه های به تفکر واداشتن  اگر چه  دریافت ابتدایی این اصول برای ما بچه مسلمونها یک امتیاز یا پارتی بازی محسوب می شه اما یک اشکال هم داره!

واون اینه که چرا ما که این همه راحت به سوال و پاسخ این اصول دست یافته ایم بعضا ایمانمان از ان سوی مرزیها ضعیف تر است!؟؟

چرا که در خارج از فضای مسلمانها و بلادی که فرهنگ کفر بر اون حاکمه٬ بدست آوردن این پنج اصل طلایی هم به عهده ی خود انسانه نه ایمان تقلیدی و آموزشی که از سوی پدرومادر به ما منتقل می شه!

اما حالا به هر دلیلی که خارج از بحثه بپذیریم که همه ی انسانها بطور مساوی در دریافت ابتدای به ساکن این پنج اصل با هم مساوی باشند ٬اما در ادامه ی جریان زندگی٬ درگیر شدن ذهن همه ی انسانها به پاسخ به این سوالها مارو به مساوی بودن دریافت این پنج اصل برای همه ی بشریت معترف می کند.

 چطور؟

وقتی کودکی برای نخستین روزهای درکش از عالم وجود و محیط پیرامون و شکل گرفتن روحیات و خلقیاتش شروع به کنکاش می کنه به واسطه ی فطرت پاکی که خداوند در روح همه ی انسانها به ودیعه نهاده لاجرم و بطور قطع در همان اوان کودکی به این سوالات خواهد رسید

که من کیستم؟

برای چه بدنیا آمده ام؟

و به کجا خواهم رفت؟

پاسخ به این سوالات همان اصول دینی است که لقمه شده و آماده در اختیار ما بچه مسلمونهاست!

حالا باید اینجا این ایراد رو به انتقال مفاهیم دینی به پدرومادر مسلمان وارد کرد که شما قبل از تعلیم این پنج اصل باید ذهن کودک را  درگیر این مساله می کردید که

تو یک انسانی که قبل از اینکه کودک ما باشی بنده ی خدایی هستی که یگانه آفریدگار جهان است و

این خدای یگانه آنقدر عدالت دارد که تو را با سلاح فطرت و خداجویی مامور کرده تا به تنهایی و شخصا و بدون کمک ما٬ به این سوالات مطرح شده در اول بحث پاسخ دهی یعنی که تو تنها و بدون پناه نیستی و با عدل خداوند هم سازش ندارد که تو مجبور به پاسخ به سوالاتی باشی که جواب آنها سخت است!

فطرت تو به تو پاسخ خواهد داد.به شرط اینکه از اصل خودت دور نیفتی

هرکسی کو دور ماند از اصل خویش            باز جوید روزگار وصل خویش

حال به طرح قدم بعدی بپردازیم...

در باور به اصول دینت چقدر همت داشتی؟(1)

بسم الله الرحمن الرحیم

ما بچه مسلمونها از همان اوان کودکی وقتی کنار بابا ٬مامان داشتیم اولین قدمهایمان را با تاتی تاتی کردن برمی داشتیم ٬یادمان دادند که اصول دین برچند؟

ما هم با همان لحن کودکی می گفتیم :بر ۵

وبعد با اولین قدم یعنی تعلیم جهان بینی دین مان و ایدئولوژی زندگیمان شروع به جستجو کردیم

گفتند که باید خودت شخصا و به تنهایی٬ از همین اصول دینت بفهمی  که

تو کیستی؟

برای چه بدنیا آمدی؟

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود                           به کجا می روم آخر ننمایی وطنم

و به کجا خواهی رفت؟

و بعد بدانی که در این سیر زندگیت تو فقط یک مسافری

باید راهی را طی کنی که در آن راه همان خدایی که تو را آفریده همو تو را هدایت خواهد کرد و به سرانجام و منتهای هستی خویش دست خواهی یافت.

بدانی که همان خدایی که به تو امکان وجود داد همو هم تو را به رشد و بالندگی خواهد رسانید.

بعد از خودمان می پرسیم

این پایان کار است؟

یعنی اینکه بدانیم اصول دین بر ۵ و بعد انها را برشماریم ٬کارمان به مقصود رسیده؟

خیر.به یقین باید بگیم نه!

اولین قدم (که همان  آموزش تقلیدی اصول دین است) به دست پدرومادری مسلمان یعنی

شانس و اقبال بلندمان در بدست آوردن لقمه ای آماده!!.

چه بسا در کشورهایی که بویی از خدا و دین به مشام  نمی رسد٬تکلیف انسانها آنقدر سنگین است که برای بدست آوردن همین لقمه ی آماده یعنی تئوری اصول دین وجهان بینی صحیحی که تمام ادیان  به آن ختم می شوند چقدر باید زحمت و رنج را  متحمل شوند و به جستجو و کنکاش فراوان بپردازند...

ادامه دارد...

از کجا اعتماد کنم که اسلام دین حق است و بقیه نه ؟!!

به نام خدای پاکی ها

آرزو و دعای همیشگی من برای شما همراهان و خوبان سلامتی و عافیت هست .

اگر خدا لطف کنه ، به همین زودی در جوار تربت پاک پیامبر در مدینه دعاگوی شما هستم .

از بابت تاخیر در ارائه ی پست جدید عذر خواهی میکنم.

اما این دفعه با خشاب پر در خدمتم تا تیر خلاص به این مباحث به ظاهر بی رنگ و لعاب و خشک بزنم.

لطفا همراهی کنید . البته قبلش عرض کنم که دوستان چون آخرین پست در بحث دین داری و دین شناسی هست لطفا طولانی بودن مطلب رو بر من عیب نگیرید چون واقعا نتونستم خلاصه کنم .

پیشنهاد خود من اینه که اگر زیاد وقت ندارید تو نت باشید و باید به وبلاگ های دیگه یا کار مهمتری تو وب دارید اول این مطلب رو برا خودتو ن تو ورد کپی کنید یا بازش کنید و بگذارید باز بمونه بعد که کارتون تمام شد با حوصله و کم کم بخونید .شرمنده که پر رویی کردم.


«----------------------------------------------»

قرآن کریم می فرماید: " هر کس غیر از اسلام دینی بجوید، هرگز از او پذیرفته نیست و او در جهان دیگر از جمله زیانکاران خواهد بود".

و حال سوال :

به چه دلیل تنها اسلام دین حق است و سایر ادیان باطل است؟

پاسخ اجمالی و مختصر :

بشر آفریده شده تا به کمال برسد، و چون به تنهایی و با تکیه بر عقل خود نمی تواند راه سعادت را تشخیص دهد و نیاز مند پیام و راهنمایی الهی است، خداوند پیامبران را به عنوان راهنمای راه سعادت برانگیخت. در این را ادیان الهی از ادیان غیر الهی جدا می شود و اصولاً در قدم اول ضرورت آمدن پیامبران از طرف خداوند ثابت می شود که طبعاً ادیان غیر الهی مانند بودا و هندو (اگر غیر الهی باشند) جدا می شوند. اما در مورد ادیان الهی که بحث اصلی و بلکه تمام بحث این نوشتار است، انسان در تعلیمات انبیا مانند یک دانش آموز بوده که او را از کلاس اوّل تا آخرین کلاس بالا برند. از این رو بشر در هر دوره ای طبق مقتضیات زمان و پیشرفتی که پیدا می کرد، نیازمند پیام نو و پیام آور نو بوده است که بدین لحاظ ظهور پیامبران، تجدید دائمی شرایع نزول کتاب های آسمانی انجام می گرفت. با تکامل انسان، دین هم متکامل می شد، تا این که بشریت به حدی رسید که بتواند برنامه کامل سعادت را دریافت نماید. در این زمان که دورة خاتمیت است، توسط حضرت محمد(ص) که آخرین پیامبر الهی است، دین اسلام به صورت کامل عرضه شد و با آمدن اسلام همة ادیان گذشته منسوخ گردید و همة بشر مکلف شدند از اسلام پیروی نمایند. پس از آن جا که اسلام آخرین دین آسمانی و کامل ترین ادیان است و با آمدن این دین، ادیان قبلی نسخ شده است، (زیرا با وجود کامل،‌ نیازی به ناقص نمی باشد) و تنها دین حق، اسلام است.
به بیانی دیگر: ‌دین حق در هر زمانی، یکی بیش نیست و بر همه کس لازم است از آن پیروی کند. البته میان پیامبران اختلاف و نزاعی وجود ندارد. پیامبران خدا همگی به سوی یک هدف و یک خدا دعوت می کنند. آنان نیامده اند که میان بشر گروه های متناقضی به وجود آورند، ولی این سخن به آن معنی نیست که در هر زمانی چندین دین حق وجود دارد و انسان می تواند در هر زمانی، هر دینی را که می خواهد بپذیرد. بر عکس معنای سخن این است که انسان باید همة پیامبران را قبول داشته باشد و بداند که پیامبران سابق مبشّر پیامبران لاحق خصوصاً خاتم و افضل شان بوده اند و پیامبران بعدی مصدّق پیامبران سابق بوده اند، پس لازمة ایمان به همه پیامبران این است که در هر زمانی تسلیم شریعت همان پیامبری باشیم که دورة‌ او است و قهراً لازم است در دورة ختمیه به آخرین دستورهایی که از جانب خدا به وسیلة آخرین پیامبر رسیده عمل کنیم.


دوستان شرح و تفصیل پاسخ این سوال مهم در ادامه مطلب هست .

ادامه نوشته