در باور به اصول دینت چقدر همت داشتی؟(1)
ما بچه مسلمونها از همان اوان کودکی وقتی کنار بابا ٬مامان داشتیم اولین قدمهایمان را با تاتی تاتی کردن برمی داشتیم ٬یادمان دادند که اصول دین برچند؟
ما هم با همان لحن کودکی می گفتیم :بر ۵
وبعد با اولین قدم یعنی تعلیم جهان بینی دین مان و ایدئولوژی زندگیمان شروع به جستجو کردیم
گفتند که باید خودت شخصا و به تنهایی٬ از همین اصول دینت بفهمی که
تو کیستی؟
برای چه بدنیا آمدی؟
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود به کجا می روم آخر ننمایی وطنم
و به کجا خواهی رفت؟
و بعد بدانی که در این سیر زندگیت تو فقط یک مسافری
باید راهی را طی کنی که در آن راه همان خدایی که تو را آفریده همو تو را هدایت خواهد کرد و به سرانجام و منتهای هستی خویش دست خواهی یافت.
بدانی که همان خدایی که به تو امکان وجود داد همو هم تو را به رشد و بالندگی خواهد رسانید.
بعد از خودمان می پرسیم
این پایان کار است؟
یعنی اینکه بدانیم اصول دین بر ۵ و بعد انها را برشماریم ٬کارمان به مقصود رسیده؟
خیر.به یقین باید بگیم نه!
اولین قدم (که همان آموزش تقلیدی اصول دین است) به دست پدرومادری مسلمان یعنی
شانس و اقبال بلندمان در بدست آوردن لقمه ای آماده!!.
چه بسا در کشورهایی که بویی از خدا و دین به مشام نمی رسد٬تکلیف انسانها آنقدر سنگین است که برای بدست آوردن همین لقمه ی آماده یعنی تئوری اصول دین وجهان بینی صحیحی که تمام ادیان به آن ختم می شوند چقدر باید زحمت و رنج را متحمل شوند و به جستجو و کنکاش فراوان بپردازند...
ادامه دارد...
هيچ انتظاري از کسي ندارم ! و اين نشان دهنده ي قدرت من نيست !