چرا ما آدما مثل یه دشمن با خودمون رفتار میکنیم؟!!!

سلام به همه دوستان خوبم؛

از عنوان و تیتر این پستم تعجب نکنید ، اگه شما هم یه کمی فکر کنید متوجه میشید با وجود اینکه ما آدما تنها یه بار فرصت زندگی در دنیا رو داریم اما بدجور و به سرعت داریم فرصت سوزی میکنیم ؛ این یه طرف ، اما مهم تر اینه که این دنیا رو که از یه نگاه امانت دست ما هست و بالاتر از این حرفا نشانه خلقت و عظمت قدرت خداست رو به سرعت برق داریم از بین میبریمش.

تاحالا شده تو تعطیلات که بسلامتی رفتید یه جای با صفا و سرسبز که کلی لذت بردید بعد یکسال دومرتبه بهش سر بزنین ؟

واقعا دلخراشه وقتی میبینید امثال ما یا حتی خدای ناکرده خود ما اینطور در حق خودمون داریم ظلم میکنیم هر روز دایره دور خودمون رو تنگ وتنگترش میکنیم.

آره موضوع بحث این پست من در مورد محیط زیستمون هست ......

راستش با یکی از دوستانی که در خارج از کشور داره زندگی میکنه و شغل شریفش هم در همین مورد هست یه مدتیه در همین مورد بحث ومبادله نظر داشتم و ازشون خواستم کمکم کنه تو این زمینه .این مطالب حاصل اون بحثها هست.

ان شاالله براتون میذارم


و اما اندر حکایت آلودگی محیط زیست..

ابتدا بطور خلاصه باید عرض کنم که :

كيفيت منابع آب بر اثر عوامل طبيعي و انساني در هر منطقه دچار تغييرات فيزيكي، شيميايي و بيولوژيكي مي شه و بهره برداري از منابع آب رو به شدت محدود ميکنه ، و این تغییرات نامطلوب که بقا و سلامت انسان و دیگر موجودات رو به خطر انداخته و یا فعالیت  اون ها رو محدود میکنه ، آلودگی زیست محیطی محسوب می شند. آلودگی یکی از مشکلات عمده زیست محیطی هست و معمولاً ناشی از فعالیت های صنعتی ، نظیر بهره برداری از معادن، ذوب فلزات، فرآیندهای تخلیه گاز، تولید انرژی و سوخت، کاربرد کود و آفت کش و فرآوری پسماند های شهری هست. این پدیده با صنعتی شدن و نوگرایی جوامع شدت بیشتری پیدا کرده .

از طرفی رشد جمعیت شهری و بالا رفتن سطح بهداشت و آگاهی مردم از سوی دیگر میزان مصرف آب رو افزایش داده . مصرف بالای آب ، افزایش میزان فاضلاب رو به همراه داره .

از عوارض و پیامد های رشد بی رویه جمعیت و متعاقب اون صنعت، افزایش مقادیر قابل توجهی زباله و پساب شهری و فاضلاب هست . با عنایت به حجم وسيع پسماند هاي صنايع و پساب حاصل  از پسماند هاي شهري و صنعتي و آلودگي هاي موجود در پساب ها خصوصاً آلودگي های عناصر سنگين و همچنين ورود اين آلودگي ها به چاه هاي جاذب، آب هاي سطحي، آب آبياري و آب هاي زيرزميني از عواملي هستن كه باعث افزايش سطح فلزات سنگين در محيط زيست اعم از آب، خاك و نهايتاً بافت گياهي و بدن موجودات زنده شده  و خطرات جدي رو براي سلامت انسان و حيوان به همراه داره.

خواهش میکنم یکم فکر کنیم .....فقط کمی انوقت متوجه عمق بحران آفرینی خودمون میشیم ... حالا در ادامه به تفصیل و شرح این بحث که توسط دوست عزیزم و در واقع استادم در این زمینه که به من محبت دارن و لطف زیادی هم کردن ، توجه کنید و با ما همراه بشید ....



عوامل ایجاد آلودگی:

- فعالیت های صنعتی نظیر:  بهره برداری از معادن، ذوب فلزات، فرآیندهای تخلیه گاز، تولید انرژی و سوخت، - فعالیت های کشاورزی نظیر: کاربرد کود و آفت کش ها

-  و فرآوری پسماندهای شهری است : شیرابه، زباله های شهری و فاضلاب های شهری

ماده آلوده کننده عبارتست از:  هر گونه تغيير در ويژگي هاي هوا، خاک، آب و مواد غذايي که اثر نامطلوب بر سلامت محيط زيست، فعاليت هاي بشر و ساير جانداران داشته باشد آلودگي ناميده مي شود.

با عنايت به حجم وسيع پسماند هاي صنايع و پساب حاصل  از پسمان هاي شهري و صنعتي و آلودگي هاي موجود در پساب خصوصاً آلودگي عناصرسنگين و همچنين ورود اين آلودگي ها به چاه هاي جاذب، آب هاي سطحي، آب آبياري و آب هاي زيرزميني منجر به افزايش سطح فلزات سنگين در محيط زيست اعم از آب، خاك و نهايتاً بافت گياهي و بدن موجودات زنده شده است و خطرات جدي را براي سلامت انسان و حيوان به همراه آورده است.

آب هاي سطحي با تماس مستقيم با خاك هاي حاوي فلزات سنگين يا پسماند هاي جامد معدني و نيز تخليه پسماند هاي جامد يا پساب هاي حاوي اين فلزها از معادن و كارخانه ها آلوده مي شوند

عناصر سنگین عبارتست از:

سرب- نیکل- آهن- روی- منگنز- کادمیوم- مس و .....

(البته عناصر غذایی از جمله نیتروژن و فسفر اگر در محیط به خصوص محیط های آبی افزایش یابند، ایجاد مشکل می کنند ولی برای طولانی نشدن مطلب، از بیان آن ها صرفه نظر کردم)

 

 

مثالی برای اثر عناصر سنگین بر سلامت انسان

سرب 

سرب بلعیده شده توسط انسان ابتدا در خون وارد می شود امّا مقدار آن در خون در یک سطح ثابت باقی می ماند و مقدار اضافی سرب در بافت های نرم، از جمله اندام ها به خصوص مغز وارد می شود. در نهایت سرب در استخوان رسوب می کند و جانشین کلسیم می شود زیرا اندازه یون های کلسیم و سرب مشابه است. در واقع جذب سرب در بدن اشخاصی که کمبود کلسیم دارند افزایش می یابد و در کودکان نسبت به بزرگسالان خیلی بیشتر است

سرب از نظر زیست شیمیایی از راه مداخله در کار آنزیم ها مزاحم تولید هموگلوبین می شود. در سطح زیاد، به علّت فقدان این جزء حامل اکسیژن در خون، کم خونی عارض  می شود. غلظت بالای سرب در بدن و کلیه ها موجب از کار افتادن کلیه و صدمه دائمی به مغز می شود.

کادمیوم

تجمع کادمیوم در بدن باعث افزایش فشارخون و انقباض قلب می گردد.

کادمیوم منجر به بروز بيماري خاصي به نام ایتا ایتای می شود، که به طور مثال در بین کشاورزان ژاپنی اين بیماری بسیار شایع است. این بيماري نتيجه ورود کادميوم به بدن است که با کم کاري  کليه ها و تخريب بافت استخواني همراه است. علّت بيماري مصرف برنج رشد کرده در خاک هاي آلوده اطراف معادن سرب و روي مي باشد.

- راه های حذف آلودگی

از فرآيندهاي معمول براي جداسازي عناصرسنگين عبادتند از :  

تبادل يوني

 رسوب

زيست پالايش

 اسمز معكوس

 تجزيه شيميايي

 الكتروليز

جذب سطحي

فرآيندهاي تبخير

استفاده از روش جذب زنده به وسیله موجودات زنده

موجودات زنده بسیاری وجود دارند که می توانند آلودگی را از محیط جذب و محیط را تصفیه کنند.

به طور مثال گیاهانی در آب زندگی می کنند و گیاهانی در خشکی که به ترتیب می توانند آلودگی را از آب و از خاک حذف نمایند.

و همچنین درختانی هستند که می توانند عناصر سنگین را از هوا جذب کنند و هوا را عاری از آلودگی تحویل دهند.

به نظر من یک انسان عادی برای اینکه نقشی در کاهش آلودگی داشته باشد، بهترین کاری که می تواند انجام دهد اینست که باعث افزایش آلودگی نشود. افراد می توانند با جدا کردن مواد بازیافتی از زباله های تر، نریختن زباله در محیط زیست و با تخریب نکردن محیط زیست (حیوانات، گیاهان، و مهمتر از همه خاک)، کمک شایانی به حفظ و نگه داری محیط زیست کنند.

کوچکترین کار و مهمترین کاری که انسان می تواند برای حفظ محیط زیست انجام دهد اینست که دخالتی در محیط زیست انجام ندهد و شرایط را برای حیات موجودات زنده مختل نکند.







ای غایب از نظر بخدا می سپارمت

سحر ز بلبل شیدا به باغ پرسیدم
                                      چرا به دیده کسى شادمان نمى بینم!
نه خنده اى است به لبها نه شور در سرها
                                     سرود عشق به پیر و جوان نمى بینم!

نه آسمان محبت ستاره باران است

                                    ز مهر و ماه فروزان نشان نمى بینم
وفا و صدق و صفا رخت بسته از دلها
                                    طراوتى به گل و بوستان نمى بینم

نه نغمه اى به هزاران، نه جلوه در گلها

                                    تبسمى به لب باغبان نمى بینیم
صبا به بوى شقایق نمىوزد بر ما
                                  شراره اى به دل عاشقان نمى بینم

کجا شدند عزیزان و دوستان قدیم

                                  چرا صفاى رخ دلبران نمى بینم
چه روى داده که در زیر آسمان کبود
                                  دلى که مهر بورزد عیان نمى بینم

خداى را، به من غم رسیده رحم کنید

                                  چرا به پیکر گیتى روان نمى بینم!
      

به خنده گفت که دنیاى ما پر از غوغاست




برای يك بار پريدن ، هزار هزار بار فرو افتادم

هيچ وقت رازت رو به کسي نگو. وقتي خودت نميتوني حفظش کنيچطور انتظار داري کسي ديگه‌اي برات راز نگهداره

هیچ انسانی دوست ندارد بمیرد، اما همه آنها دوست دارند به " بهشت " بروند...
اما ای انسانها... برای رفتن به " بهشت " ... اول باید مرد

به بهانه تعطیلات پیش رو

سلام ورحمت بر شما.

داریم آروم آروم به تعطیلات لذت بخش نوروزی نزدیک میشیم.

به خودم گفتم نکنه تو این روزا که گرم خرید و خانه تکانی هستم از برنامه ریزی برای استفاده هر چه بیشتر از این فرصت تعطیلات غافل بمونم.

اومدم به رسم دوستی و رفاقت با شما هم در میان بگذارم که دوستان خوبم، نکنه دچار فراموشی بشیم و وقتی به خودمون بیایم که تعطیلات شروع شده باشه و ما هنوز برنامه درست و حسابی نداشته باشیم.

اینو فقط بخاطر این گفتم چون خیلی شما ها رو دوستتون دارم . و برام مهم اید.

اینو از باب تذکر به مومن عرض کردم. امیدوارم به کسی بر نخورده باشه مخصوصا بچه مذهبی های محترم.

میدونید چرا میگم به کسی بر نخوره مخصوصا بچه های مذهبی ها ؟،.

راستش یکم ازشون دلخورم .

حقیقت اینه دلم نمیخواد یه جوری حرف بزنم که بوی سیاسی بده چون سیاست امروز دنیا که جای خودشو داره اما گذشته از اونور ، سیاست داخل کشورمون ازش بوی تعفن بلند شده ، هیچ حریم و مرزی نداره حق و باطل جدا نیستن. مدعیان حقیقت ، با ابزار باطل دارن کار میکنن و گاهی دیده میشه متهمان به باطل دارن عین حقیقت کار میکنن.

به عنوان مثال نمیدونم شنیدید یا دیدید که تو شاه عبدالعظیم چه جنایتی صورت گرفته ؟!

اگه یه روز عاشورایی بر ما گذشت که داغ حسین فاطمه رو بر دل ما چند صد برابر کرد . اما تعرض به ناموس مردم اونم در یک مکان محترم  !  نمیدونم با فتوای کدام مرجع هست؟  اگر مقلد هم نباشن با عقل کدوم آدم جور در میاد ؟ اگر مسلمان و شیعه هستن با حکم کدام امام و مکتب هست ؟

میگن بچه حزب اللهی ها بودن که تو فیلمش هم مدعی  همین هستن ، خوب از کجا به این نتیجه رسیدن ؟ اینا تو مکتب کدوم حسین و کدوم فاطمه تربیت شدن ؟ والله اون ائمه ای که ما میشناسیم حرمت ناموس کفار رو هم حفظ میکردن.

عزیزان دیگه از جاده منحرف شدن شاخ و دم نمیخواد . بپذیریم که آقایون از جاده منحرف شدن خواستن ابرو رو درست کنند زدند چشم رو هم کور کردن.

یه نگاه به خاطرات شهدا بندازیم . اینو مخصوصا به بچه حزب الهی هایی میگم که فکر میکنن بن بست دین داری و ولایت مداری هستند و خودشون رو بی نیاز از پند ونصیحت ومنبر میدونن... آقا جان بیاید ببینیم امام چی فرمودن .. بریم خاطرات و وصیت شهدا رو بخونیم ، آیا ما تو مسیریم ؟ آیا درست رفتیم ؟

نظر من کمترین اینه که از چاله در آمدیم ، افتادیم تو چاله .

حالا اگه این اون بسیج و حزب الله هست ، من یکی نیستم و افتخار میکنم که نیستم ، ولی خیلی تلاش میکنم که بشم اون بسیجی که شهدا تو اون خط وم سیر بودن،  دلم میخواد اون بسیجی باشم که امام بهش افتخار میکرد.

در آخر به خانمهای حزب الهی و بسیجی که خیلی هاشون موجب افتخارن عرض میکنم ، منتظر  ومراقب همین نوع هتاکی از طرف مخالفین باشید .بله

چون جواب ، های ، هوی هست. اینو  از قدیم گفتن .

خودشون دارن به مخالفین درس میدن ، مگه اینطور نبود که حرمت شکنی امام حسین از خود همین هیئت ها و محافل بسیجی شروع شده ، چطور ؟ بله وقتی نوحه حسین فاطمه رو بیاد طرف با آهنگ فلان خواننده زن قبل از انقلاب ، همین گوگوش میخونه یعنی چی ؟ وقتی تو مجلس شادی اهل بیت رقص میکنن  یعنی چی؟

وقتی یکی میاد کنار مداح دُبس دُبس میکنه ؛ وقتی حسین تبدیل میشه به سِین ؛ وقتی تو مجلس ناموس کبریایی علی ، زهرای اطهر میان لخت میشن ؛ مجموع اینا یعنی چی ؟همون حرمت شکنیه اما با فرم دیگه . آها لابد چون من و شما هستیم مجوز داریم .خوب نتیجه این کارهای خودمون وخودتون این شد که دیدیم و تو عاشورا کردن. حالا این کار رو با ناموس یه مسلمان ، میگید مسلمان نیستن ، باشه یه انسان اگه بگید نه ، خوب یه موجود زنده یه مخلوق خدا . وقتی با ناموس اونا اینکار رو میکنید. پس دیگه امنیت ناموس خودمون کشکه.

خدایا ما رو از گمراهان قرار نده / آمین.

تا حالا سراغ دفتر چه راهنمای کارخانه هستی رفتی ؟!

با سلام .

هنگامی فردی وسیله ای خریداری می کند، برای اینکه بتواند از آن استفاده صحیح و کاملی داشته باشد، چاره ای ندارد جز اینکه از نیاز های آن وسیله و کارکرد واقعی آن آگاهی کاملی داشته باشد ؛ چراکه عدم اطلاع از نیاز های آن وسیله موجب می گردد که وسیله آسیب ببیند .  به عنوان مثال فردی که یک وسیله برقی خریداری کرده و اطلاع ندارد که این وسیله نیاز به محیطی خشک و برق 12 ولت دارد، ممکن است وسیله را در محیط مرطوب قرار داده و یا برق 220 ولت به آن متصل کند، که در هر صورت باعث آسیب دیدگی آن وسیله می گردد.

حالا اصل بحث لطفا توجه کنید.....

هر وسیله ای به نسبت کاربرد و پیشرفته بودن نیاز به دفترچه راهنمایی دارد که بایستی از طرف سازنده تهیه شده باشد، زیرا این سازنده است که آن وسیله را برای هدف مشخص و کاربرد معین آماده کرده و تنها اوست که از نیاز های واقعی وسیله آگاهی دارد.

حال جای این سوال باقیست که آیا انسان - به عنوان پیچیده ترین سیستم، موجود و هر نام دیگر که می پسندید- نیاز به یک دفترچه راهنما ندارد، تا هم نیازهای او مشخص گردد و هم نحوه استفاده و توانایی های او؟

لذا انسان در مرحله اول نیاز به شناخت از خود دارد، تا هم نیاز هایش را بشناسد و هم به توانایی هایش پی ببرد و در مرحله بعد بتواند به هدف خود پی ببرد. و این امر میسر نمی باشد مگر با مراجعه به یک دفترچه راهنما که توسط سازنده انسان فراهم شده باشد.

چراکه عدم مراجعه به این دفترچه موجب خسارت های زیادی می گردد. زیرا انسان ها بایستی با آزمون و خطا به این شناخت دست پیدا کنند، و به احتمال خیلی زیاد نمی توانند به تمامی نیاز ها و ویژگی های خود نیز پی ببرند.

 

شناخت دفترچه راهنما

هر فردی که به مطالعه در ابعاد مختلف انسان بپردازد به این نتیجه می رسد که انسان ها دارای خصوصیات مشترک فطری می باشند و همه افراد انسان از این خصوصیات پیروی می کنند .

به عنوان مثال انسان ها علاقه به عدالت ، علم ، درستی ، کمال طلبی ، آسایش و... دارند . از طرف دیگر آن ها از ظلم ، جهل ، سکون ، اضطراب و... اجتناب می کنند . همچنین انسان ها دارای اختیار و قدرت تفکر و تعقل نیز برخوردار می باشند .

شاید این سوال مطرح گردد که اگر همه انسان ها یک نیاز و خواسته دارند ، پس چرا به عنوان مثال به جنگ، ظلم، سلطه و... روی می آورند؟

در پاسخ می گوییم این مسائل به علت تعریف اشتباه از این معانی می باشد ، درواقع افراد ، کمال طلبی را با سلطه ، رسیدن به حقوق خود را با ظلم و زیر پا گذاشتن حقوق دیگران ، تساوی را در نژاد- نه انسانیتِ انسان- می دانند؛ لذا به جنگ روی می آورند.

با توجه به این که گفتیم انسان ها دارای یک سری نیاز و خواسته مشترک هستند، از این روی مشخص می شود که توانایی ها و استعداد های آن ها هم شبیه به هم است.

البته در کیفیت ، نه در کمیت. لذا همه دارای هوش هستند، ولی هوش عده ای بیشتر و هوش عده ای کمتر از دیگران است. و یا همه افراد از بینایی بهره مند هستند، ولی قدرت بینایی عده ای قوی تر از دیگران است.

در نتیجه مشخص می گردد که انسان ها بایستی دارای دفترچه راهنمای مشترکی باشند.

 

نویسنده دفترچه راهنما

همانگونه که قبلا توضیح دادیم، دفترچه راهنمای هر وسیله ای بایستی که از طرف سازنده و یا سازندگانش تهیه و تنظیم گردد ؛ چرا که تنها آن ها هستند که از آن وسیله، نیازها و توانایی هایش اطلاعات کامل دارند.

حال در مورد انسان هم همین گونه می باشد، و ما بایستی به سازنده انسان مراجعه کرده و دفترچه را از او دریافت نماییم. و در غیر این صورت ممکن است انسان از مسیر صحیح خارج شده وموجب خسران گردد  ، در نتیجه راهی باقی نمی ماند جز آنکه سازنده انسان  ، یعنی خداوند فکری برای انسان کرده باشد . 

چگونگی دفترچه راهنما

وقتی که قرا شد همه انسان ها از یک نوع باشند و از طرف دیگر قرار شد نویسنده دفترچه راهنمای (کتاب آسمانی) آنها یک نفر باشد، در نتیجه دفترچه هم بایستی یکی باشد. درواقع یک دفترچه مشترک برای تمامی افراد انسان.

ولی هنگامی که به واقعیت مراجعه می کنیم، مشاهده می شود در صحنه عمل ماچند کتاب راهنما داریم، که از آن ها با عنوان های تورات (عهد قدیم یا عتیق) ، انجیل ( عهد جدید ) و قرآن یاد می شود.

درواقع انسان به تناقض می رسد، چراکه هر دفترچه و کتاب آسمانی یک راه متفاوت برای سعادت نشان داده است، و عمل به یک کتاب در تناقض و تضاد با دیگری است.

انسان

به عنوان مثال انجیل نوشیدن شراب را جایز ولی قرآن این کار را حرام و برای آن حد مشخص کرده است!

و یا خدا در انجیل تشکیل شده از سه شخص – پدر، پسر، روح القدس – است! ولی خدا در قرآن یکی و باقی مخلوقات او می باشند. در واقع پسر و روح القدسِ مسیحیان، مخلوقات خدای مسلمان ها هستند.

در تورات موسی(علیه السلام) پیامبر است و در انجیل عیسی(علیه السلام)، ولی در قرآن هم موسی(علیه السلام) پیامبر است و هم عیسی(علیه السلام) اما به ادعای قرآن بعد از آمدن محمدِ مصطفی(صلی الله علیه وآله) همه بایستی از او تبعیت کنند. همچنین قبل از آمدن پیامبر اسلام، به ادعای قرآن یهود بایستی از عیسی(علیه السلام) پیروی می کردند.

انجیل می گوید عیسی(علیه السلام) به سلیب کشیده شد و بعد از مرگ زنده گشت و به آسمان رفت. قرآن می گوید عیسی(علیه السلام) هیچ گاه کشته نشد و همچنان زنده است.

در تورات و انجیل به پیامبران نسبت های ناروا می دهند، همچون زناکار در مورد حضرت داوود(علیه السلام)، قاتل در مورد حضرت موسی(علیه السلام) ولی قرآن پیامبران را از گناه بری دانسته و نسبت دادن این گناهان را به آنها موجب کفر می داند.

با این اوصاف آیا می توان کتب آسمانی را دفترچه راهنمای انسان خواند؟! آیا این کتب انسان شناس و نیاز شناس هستند و یا برعکس در نقطه ضد واقع شده اند و انسان را به جهل ، هدایت می کنند؟!

به عنوان مثال، آیا کارخانه سازنده یک وسیله برقی می تواند برای یک وسیله برقی چند دفترچه راهنما قرار دهد، و تمامی این دفاتر متفاوت بوده و نکات ضد و نقیض در آن ها باشد. آیا این دفاتر می توانند نحوه درست استفاده از آن وسیله را به انسان بیاموزند و یا اینکه موجب سردرگمی انسان شده و در آخر هم موجب خرابی دستگاه می شوند؟!

 

تورات، انجیل و قرآن

برای روشن شدن بحث و رسیدن به واقعیت خوب است در ابتدا به پیدایش و جمع آوری این سه کتاب بپردازیم:

الف) جمع آوری تورات(عهد عتیق یا قدیم)

جانمل نر کاتلک می گوید: دانشمندان اتفاق دارند که نسخه اصلی تورات و همچنین نسخه های دیگر کتاب های عهد عتیق به دست لشگر بخت النصر از بین رفت .

در کتاب" قاموس کتاب مقدس" ذیل واژه کتاب مقدس آمده است: بیشتر عهد قدیم به زبان عبرانی نوشته شد و چند فصلی نیز به زبان آرامی که آن نیز شبیه عبرانی است، می باشد . عهد عتیقی که در دست ما است ، از نسخه ماسوریه گرفته شده است که جمعی از یهودیان در طبریه از قرن ششم تا دوازدهم میلادی آن را جمع و درج نمودند.

ب) جمع آوری انجیل(عهد جدید)

دانشمند مسیحی، دکتر پست در کتاب قاموس مقدس آورده است:

عهد جدید مشتمل بر اناجیل چهارگانه: متی، لوقا، مرقس، یوحنا است و بعد از آن ها کتاب های اعمال رسولان و مکاشفه یوحنا اضافه شده است. این کتاب ها نیز به اعتراف دانشمندان مسیحی در صندق عهد در بیت المقدس پس از ویرانی های آن، از بین رفته و اثری از آن باقی نمانده است، و پس از مدت ها برخی از شاگردان به دست خود قسمتی از احکام و دستورات حضرت مسیح را با تحریف و غرض های سیاسی به صورت انجیل های فعلی درآورده و آ ن را به مسیح نسبت داده اند.

ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن خود می گوید:

واضح است که میان یک انجیل با انجیل دیگر تناقضات فراوان وجود دارد، و در هر چهار انجیل، اطلاعات تاریخی مبهم، شباهت های سوء ظن آمیز با افسانه های خدایان مشرکان، حوادث ساختگی برای اثبات تحقق یافتن پیشگویی های عهد قدیم و... احتمالا به منظور مبنای تاریخی دادن به آیین یا مراسم بعدی کلیسا موجود است.

 

ج) جمع آوری قرآن

قرآن

در مورد جمع آوری قرآن، آنچه مورد قبول علما و شهادت تاریخ می باشد این است که در زمان حیات رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) سوره های قرآن از یکدیگر متمایز و تعداد آیات هر سوره مشخص شده بود. البته این کار به دست رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) و با امر الهی صورت پذیرفت.

منتها آنچه که بعضا مورد اختلاف واقع شده است، جمع آوری کل قرآن می باشد، که در چه زمانی سوره ها در یک جا جمع و یک کتاب مستقل شدند.

در این مورد آنچه مشخص می باشد این است که بعد از رحلت رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) حضرت علی به جمع آوری قرآن پرداخت، البته به این صورت که چینش آیات مطابق ترتیب نزول بود و تفسیر و شان نزول هرآیه هم که پیامبر(صلی الله علیه وآله) بیان نموده بود در آن آمده بود.

منتها به علت مسائل سیاسی خلفا- ابوبکر، عمر . عثمان - از ایشان قبول نکردند. ولی با گذشت زمان و شهادت بسیاری از حافظان قرآن و خطر از بین رفتن قرآن خلفا- ابوبکر، عمر، عثمان - به فکر جمع آوری قرآن در یک کتاب مستقل پرداختند. که البته در این باره بسیار هم سخت گیری نمودند، تاجایی که احتمال هرگونه تحریف از میان برداشته شد.

لازم به ذکر است که این گرد آوری در همان سال های اول رحلت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) صورت پذیرفت، نه اینکه همانند تورات و انجیل صد ها سال بعد گردآوری شود.

تا کنون فردی نتوانسته تحریف قرآن را به اثبات برساند. بر خلاف تورات و اناجیل که علمای یهود و مسیحیت اذعان به تحریف آن ها دارند. و در مقابل آن ها، خلفای اهل سنت و امامان شیعه قرار دارند که همگی قرآن موجود را همان وحی الهی به حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) می دانند.

اندر اهمیت فرصت و ارزش شب و روز جمعه

با درود وسلام.

آدما تو زندگیشون فرصتهایی رو لابلای تلخی ها و شیرینی ها بدست میارن و این برای همه هست البته گاهی بعضی ها به اشتباه ازش تعبیر به شانس هم میکنن ، ولی به هر حال خوش بحال اونایی که زود این فرصتها رو ازش بهره برداری میکنن. یکی از اون فرصتها همین شب و روز جمعه هست.

کسى که بخواد بر اساس روایت «إِنَّ لِلّهِ فِی أَیّامِ دَهْرِکُمْ نَفَحاتٌ ألا فَتَرصَّدُوا لَها»در انتظار فرصتهاى مناسب و مترصّد وزش نسیم هاى رحمت باشه ، باید بدونه که یکى از بهترین فرصتها، فرصت شب و روز جمعه هست; فرصتى که مى توان در اون ، هم مغفرت حضرت حق رو به سوى خویش جلب کنیم و هم رحمتش رو ; با مغفرت، گناهان گذشته رو بپوشونیم و با رحمت، کمبودها رو جبران نماییم ، و نیروى تازه براى تلاشى جدید در روزهاى آینده به دست بیاریم .
آنچه بر این نکته دلالت داره ، تعبیرات فراوانى هست که در روایات اهل بیت(علیهم السلام) در این زمینه وارد شده که به بعضى از اونا اشاره مى کنم :
1ـ از روایتى که امام صادق(علیه السلام) از پدران خود از رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) نقل مى کنه به دست میاد : خدایى که در میان انبیا، پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) رو و در میان اوصیا، امیر مؤمنان على(علیه السلام) رو و در میان ماهها، رمضان رو و در میان شبها، لیلة القدر رو  برگزیده ، در میان روزها، روز جمعه رو انتخاب کرده .
و در تعبیرى دیگه از امام صادق(علیه السلام) آمده : «خداوند در تمام اشیا، چیزى را برگزیده و از میان ایّام، روز جمعه را».
2ـ در حدیث دیگرى از امام باقر(علیه السلام) مى خوانیم: خورشید بر روزى طلوع نکرد که با فضیلت تر از روز جمعه باشد.
به سندهاى معتبر از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نقل شده که : فرشته اى از ابتدا تا انتهاى شب جمعه (از سوى پروردگار) ندا مى دهد: «آیا تقاضا کننده اى هست تا عطایش کنم؟ آیا توبه کننده اى هست تا توبه اش را بپذیرم؟ آیا استغفار کننده اى هست تا مورد مغفرتش قرار دهم؟ اى کسى که طالب خیرى! به سوى من آى، و اى کسى که طالب شرّى! دست نگه دار» پیوسته این ندا را مى دهد تا این که صبح طلوع کند، زمانى که صبح طلوع کرد به جایگاه خودش در ملکوت آسمان برمى گردد.
نظیر همین بیان به سند معتبر دیگر (مطابق روایتى از امام صادق(علیه السلام))، در ارتباط با حاجات دنیا و آخرت، توبه از گناهان، زیاد شدن روزى، شفاى بیماران، خلاصى از زندان و نجات از ظلم، از فوق عرش از جانب خداوند سبحان، ندا داده مى شود.
4ـ  از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که حضرت یعقوب(علیه السلام) به فرزندانش وعده داد و فرمود: «به زودى براى شما استغفار مى کنم» (سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّى) و زمانى که براى این استغفار در نظر گرفت تا درخواست او مورد قبول واقع گردد، سحرگاهان شب جمعه بود.

5ـ طبق بعضى از روایات قائم آل محمّد ـ عجّل الله تعالى فرجه الشریف ـ در روز جمعه ظهور مى کنه.
باید همواره ـ به خصوص در روزهاى جمعه ـ به یاد آن حضرت باشیم و جلسات خود رو با یاد اون منجى جهان بشریت نورانى کنیم و تعجیل در ظهورش رو از خداوند قادر متعال بخواهیم.

تا اینجا لابد براساس همین بیانات شما هم به این نتیجه رسیدید که شب و روز جمعه واقعا یه فرصت هست.

پس بیایم در کنار همه برنامه هامون تو این شب و روز به کاری که خدا هم ما رو بهش سفارش کرده بپردازیم واون عبارته از تفکر ..

تفکر در خودمون در کارهامون در آینده مون اینکه چه کردیم چه بکنیم واز این چیزا ...

این قطعه هم تقدیم به همه شما ...

يك شبى مجنون ، نمازش راشكست !

                            بى وضو دركوچه ى  ليلا نشست !

                                                        گفت : يا رب از چه خوارم كرده اى ؟

                                                                                         بر صليب عشق ، دارم  كرده اى ؟

نيشتر عشقش ، به جانم ميزنى !

                          دردم از ليلاست ، آنم ميزنى ؟

                                                     گفت : اى ديوانه ، ليلايت  منم !

                                                                                  در رگ پيدا و پنهانت ، منم !

 سالها با جور ليلا ساختى !

                                  من كنارت بودم  و نشناختى!

                                                                     سوختم در حسرت يك  يا ربت !

                                                                                                          غير ليلا  برنيامد از لبت !

روز و شب او را صدا كردى ، ولى !

                                 ديدم امشب با منى ، گفتم : بلى !

                                                             مطمئن بودم به  من  سر ميزنى !

                                                                                          در حريم  خانه ام ، در ميزنى !


مرد راهش باش ، تا شاهت  كنم !

صد چو ليلا  کشته  در راهت كنم  !