تقدیم به همه عزیزانی که در این نزدیکی ها به خانه بخت رفته اند

به نام حضرت دوست ، خدای پاکی ها و خوبی ها

با سلام  و درود بر شما همراهان عزیز

دیگه ماه مبارک و دوست داشتنی ذیحجه داره به آخرش میرسه و آرام آرام ماه محرم ، ماه حسین علیه السلام  داریم میرسیم.

این احتمالا آخرین پست تا قبل از ماه محرم باشه .

با توجه به ایام مبارکی که پشت سر گذاشتیم و جشن ها و شادی های بسیاری که در این شب و روزها برگذار بوده به بهانه این ایام مبارک ، حالا این پست رو تقدیم به همه زوج های جوونی میکنم که تو این ایام کانون گرم محبت خانواده رو تشکیل دادند.

ازدواج موفق آرزوی هر دختر و پسری است اما فکر می کنید ازدواج هایی که به بن بست می رسند چه ویژگی هایی داشته اند؟ به خصوص این روزها که آمار طلاق بالاتر رفته و شکل و شمایل ازدواج از فرم سنتی آن فاصله گرفته و مدرن شده، فکر می کنید چه چیزی باعث از هم پاشیدگی خانواده ها می شود؟ اصلا می توان جلوی این اتفاقات را پیش از ازدواج گرفت یا نه؟


حالا عرض میکنم عزیزان

از چاله به چاه نیفتید


از چاله به چاه نیفتید

امروزه دو شیوه در امر ازدواج در جامعه مرسوم است؛ شیوه سنتی و شیوه مدرن.‌ در شیوه سنتی- آن‌هم به شکل صحیح‌اش- فرد معیارهای خود را با والدین در میان گذاشته و علاوه بر دریافت همفکری بزرگ‌ترها، خودش هم در انتخاب صاحب‌نظر و فعال است. متأسفانه چنین شیوه‌ای در شرایط کنونی به بیراهه کشیده شده و فرزندانی که دچار نوعی سخت‌پسندی هستند، همه‌چیز را به دوش خانواده می‌اندازند. بعدها اگر از ازدواج خود رضایت نداشته باشند، می‌گویند: «مقصر خانواده‌مان بود!» اگر هم ازدواجی نداشته باشند، می‌گویند: «سرنوشت‌مان چنین رقم زد!»

وجه مشترک اغلب ازدواج‌های ناموفق این است که انتخاب تنها بر مبنای عشق خام شکل می‌گیرد و بعد تازه معیارهایشان را در طرف مقابل جست‌وجو می‌کنند، در حالی که در ازدواج‌های موفق هر فرد قبل از انتخاب معیارهایی برای خود در ذهن دارد و سپس معیارهایش را با ویژگی‌های طرف مقابل مطابقت می‌دهد.

روی اولین پله ازدواج‌های ناموفق چنین دلایلی برای انتخاب همسر آینده ردیف می‌شود: فرم صورتش زیباست، مدرکش دانشگاهی است، شغل خوبی دارد، پدرش پولدار است، باید شاخص مجلس عروسی باشد و غیره.

بخت هیچ‌کس بسته نیست

وقتی معیار صحیح در ذهن جوان شکل گرفت، حال زمان معرفی افراد به یکدیگر مطابق معیارهایی که همخوانی دارند، فرا می‌رسد. جمله «هیچ خواستگاری ندارم» و معادلش «هیچ دختری را در شأن خودم پیدا نکرده‌ام» جملاتی منفی است که اکثراً ریشه در کمرنگ شدن نقش مؤثر خانواده در مراحل مختلف ازدواج و نداشتن ملاک‌های صحیح انتخاب همسر دارد.

واقعیت این است که اغلب جامعه‌شناسان و روان‌شناسان یکی از دلایل مهم بسته‌شدن بخت دختران و پسران آماده ازدواج را کمرنگ‌شدن نقش خانواده‌ها و فقدان ملاک‌های مناسب برای انتخاب عنوان می‌کنند. آنها معتقدند چنانچه پدر و مادر در تعامل دوستانه‌ای با فرزند خود باشند و دورادور بستر مناسب آشنایی را فراهم آورند، این مشکل به نحو شایسته‌ای حل خواهد شد.

ایمان، تعهد و موافقت خانواده

دقت کنید که باید فرد مقابل را فقط و فقط به خاطر گوهر وجودی خودش انتخاب کنید، نه به خاطر آنچه در دنیای مادی دارد.‌ در شرایط هم‌کفو بودن بیش از اینکه مدرک فرد اهمیت داشته باشد، توانمندی وی را ملاک قرار دهید. شاید جوانی شرایط تحصیلات عالیه را نداشته، اما در کار خودش که مثلاً فنی است، حرف‌های زیادی برای گفتن دارد.

ملاک‌ها باید برپایه ایمان، تعهد و اصالت خانوادگی فرد مقابل باشد. و از همه مهم تر با موافقت خانواده ها صورت گیرد. بعضی از دختران می‌گویند خواستگارمان خواسته خلاف نظر خانواده‌مان با او ازدواج کنیم. به آنها متذکر می‌شویم در جواب چنین خواستگارانی بگویند: ما نمی‌توانیم خودمان را از موهبت بزرگی چون خانواده محروم کنیم، مگر اینکه موافقت خانواده جلب شود.


امیدوارم این بحث تونسته باشه یک روزنه و افقی رو براتون و برای خودم باز کنه.


عید غدیر ، عید امامت اسد الله الغالب مبارک

به نام خدای علی

با سلام و درود و عرض شاد باش به همه شما خوبان

سالروز عید بزرگ غدیر  رو به همه شما عزیزان تبریک میگم .


دلا باید که هردم یا علی گفت - نه هر دم بل دمادم یا علی گفت

که در روز ازل قالوبلا را - هر آنچه بود عالم یا علی گفت

محمد در شب معراج بشنید - ندایی آمد آنهم یا علی گفت

پیمبر در عروج از آسمانها - بقصد قرب اعظم یا علی گفت

به هنگام فرو رفتن به طوفان - نبی الله اکرم یا علی گفت

به هنگام فکندن داخل نار - خلیل الله اعظم یا علی گفت

عصا در دست موسی اژدها شد - کلیم آنجا مسلم یا علی گفت

کجا مرده به آدم زنده میشد - یقین عیسی بن مریم یا علی گفت

علی در خم به دوش آن پیمبر - قدم بنهاد و آندم یا علی گفت

 نسیمی غنچه ای را باز میکرد - به گوش غنچه آندم یا علی گفت

خمیر خاک آدم چون سرشته - چو بر میخاست آدم یا علی گفت

آدم های شاد چه رازی دارن ؟!!

به نام خدای بی همتا

سلام و رحمت بر همه شما عزیزان

هلول ماه ذیحجه و ایام مبارک اون رو تبریک میگم به تک تک شما ها گرامیان.

براتون آرزوی سلامتی و سعادتمندی دارم.

اگه دقت کرده باشید تو این روز ها و شب ها صدای بوق شادی یا صدای هلهله کاروان های عروسی و مجالس شادی بگوشتون خورده یا می خوره حتما ..

این مجالس و محافل یک بهانه ای هست برای شادی کردن و شاد بودن .

اما تا کی آدم ها منتظر این جور محافل باشن ؟

چرا خود آدمی ، خود من و شما شاد نباشیم ؟

چرا دنبال دلیلیم برای شادی کردن ؟ برای محبت داشتن ؟


درسته تو همین گیر و دار یکسری آدمهای شاد در اجتماعمون و یا کنارمون هستن که جذابیت خاصی دارن .

به نظر شما راز شاد بودن این ها چیه ؟

بذارید همین اول کاری بگم :

" انسان هاي شاد از رابطه بين جسم و روحشان آگاهند و مي‌دانند که ‌بايد به هر دوي آنها توجه و از آنها مراقبت كرد."

آدمهاي شاد برنامه‌ريزي و نقشه‌هايشان قدم به قدم است. آنها منتظر نمي‌مانند تا اتفاقات خوب به سراغشان بيايد و اهميت قدمهاي کوچک را با تمام وجود درک مي‌کنند.

افراد شاد کنترل زندگيشان را در دست دارند؛ آنها خودشان انتخاب مي‌کنند که در کجا زندگي کنند.

انسان هاي شاد از رابطه بين جسم و روحشان آگاهند و مي‌دانند که ‌بايد به هر دوي آنها توجه و از آنها مراقبت كرد.

افراد شاد به زندگي به عنوان يک بازي که در آن برد و باخت تعيين ‌کننده راه است، نمي‌نگرند، بلکه معتقدند زندگي کسب يک تجربه است، تجربه بد يا خوب.

افراد شاد مي‌دانند چگونه در زمان حال زندگي کنند. افراد شاد مي ‌دانند که بعضي از اتفاقات خارج از کنترل انسان است.


خلاصه و جان مطالبم اینه دوستانم :

اگر منتظر بهترين‌ها باشيد در حاليکه خود را براي بدترين آماده کرديد، هميشه در آينده آماده و موفق خواهيد بود. آدمهاي شاد برنامه‌ريزي و نقشه‌هايشان قدم به قدم است. آنها منتظر نمي‌ مانند تا اتفاقات خوب به سراغشان بيايد و اهميت قدمهاي کوچک را با تمام وجود درک مي‌ کنند.


و نکته مهم  و شاید گفت شاه کلید داشتن یک زندگی شاد اینه که :

انسانهاي شاد مي ‌دانند چگونه با نگاهي به آينده از اشتباهاتشان درس بگيرند و از آنها عبور کنند.


یا بقیة الله آجرک الله

به نام خدای پاکی ها

سلام و درود بر ذریه ی پاک نبی اکرم و خاندان عصمت و طهارت و درود بیکران بر ساحت مقدس حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف .و عرض تسلیت به مناسبت سالروز شهادت جوان ترین امام معصوم ، یادگار امام هشتم ، حضرت امام جواد علیه السلام رو به محضر امام عصر و شما عزیزان .


تا حالا از خودت یا کس دیگه پرسیدی چرا دیندار باشم ؟!

به نام خداوندگار جان و خرد

سلام و درود بر همه شما عزیزان.

نمیدونم با پست قبلیم تا چقدر موافقید ولی خوب تو زندگی ما و اجتماع ما ، یکسری حقایق وجود داره و ما در طول روز با اونها سروکار داریم و مستقیم یا غیر مستقیم در آینده ما وحتی سرنوشت ما تاثیر گذارن .

یکیش همین مساله دین و دین داری ......


یکی از موضوعاتی که برا خودم همیشه ، هم سوالش و هم پاسخش دوست داشتنیه ؛

                                         اینه که دین دار بودن نتیجش چیه ؟ !

مطالب زیر داره پاسخ این سوال رو میده ، امیدوارم مفید باشه ، نظر یادتون نره .


برخی بر این گمانن که دیندار بودن تنها، نتیجه اُخروی داره و انسانهای مؤمن اثر اعمال خود رو در آخرت می بینن و بس. اما از ثمره و بهره دنیوی خبری نیست!

«این یک منطقه ولی منطق قرآن این نیست.»

باید گفت: هر چند اثر نهایی التزام به دستورات الهی در جهان دیگه بروز میکنه ولی خداوند متعال در همین دنیا هم امدادهای ویژه خود رو بر مؤمنین فرو می فرسته.

استاد شهید علامه مطهری(ره) با توجه به آیه 26 سوره انفال تلاش دارن مخاطبین رو به این مهم رهنمون بسازن:

«به طور کلی قرآن کریم همواره کوشش می کند که اعتماد مسلمین و مؤمنین را به ایمانشان جلب کند، یعنی می خواهد به آنها بفهماند که ایمان داشتن و مسلمان درست و واقعی بودن چه آثار و نتایج خوبی دارد... و هرگز نتایج خوب ایمان و مسلمانی را تنها محوّل نمی کند به دنیای دیگر و به اصطلاح حواله به نسیه نمی کند...»

«البته منطق قرآن یک منطق مادی نیست... این طور نیست که نظر فقط به منافع مادی، آن هم در دنیا باشد.»

و در ادامه هم همراه باشید تا به نتیجه برسیم ......


بازتاب آثار و نتایج دنیوی دینداری بر اساس این آیه شریفه از این قراره :

الف – بهبودی اوضاع مسلمانان نسبت به گذشته؛ خداوند شما را (خطاب به مسلمانان صدر اسلام) پناه داد؛ اکنون بخاطر اسلام و مسلمانی روی شما حساب می شود. (فآویکم)

ب – نصرت و یاری خداوند؛ به برکت اسلام و ایمان بر عدّه شما افزوده شد.(أیّدکم بِنَصرِه)

ج - از نعمتهایی پاکیزه ای که محروم بودید روزیتان کرد.

( و رَزَقَکم مِنَ الطّیِّبات) 

هدف نهایی امدادهای ویژه الهی

«ولی باید دانست که هدف نهایی این نیست. این مقدّمه است برای توجه به خدا و نعمتهای الهی. این، اوّل دادن نعمتهاست برای هدفی که آن، شکر و سپاسگزاری خداست: لعلّکم تشکرون.» (همان، ص13)

پس چون خداوند، جهان را بیهوده نیافریده و تمام کارهاش دارای غایتی و هدفی هست، این امدادهای دنیوی مؤمنین نیز بی هدف نیست. هر چند خود اینها هدفی برای ایمان خداشناسان هست. اما هدف عالی و نهایی، توجه به منبع فیض و سپس قدردانی از اونه .

 

حالا معنی شُکر

«معنی شکر این است که انسان در مقابل فردی که از او خیری به وی رسیده است اظهار قدردانی کند... آیا معنی شکر خدا همین است که بگوییم «الهی شکر»؟ نه اشتباه است؛ الهی شکر صیغه شکر است نه خود شکر ...

پس شکر یک معنی دقیقی دارد و آن عبارتند از قدردانی، اندازه گیری، حق شناسی.

خدا شکور است یعنی... هر طاعتی که بنده می کند حقّی دارد، خدا اجر بنده اش را ضایع نمی گرداند.

بنده اگر بخواهد قدرشناس باشد باید قدر نعمتهای خدا را بداند، یعنی هر نعمتی را بداند برای چه هدف و منظوری است و در همان مورد مصرف کند.» 

«مثلا فکر و اندیشه ی صدی هشتادِ مردم در راه شیطنتها صرف می شود در حالی که می توان در راه علم و خیر و صلاح مردم بکار برد. پس باید همیشه نعمتها را در راه خودش مصرف کرد.»


در پایان امیدوارم مفید بوده باشه . لطفا نظرتون رو بگید.